تبليغاتX
وجود
بسم الله الرحمن الرحیم


پایگاه اطلاع رسانی سلول های بنیادی به نام بنیان راه اندازی شده است :

www.irbonyannews.ir

[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 11:12 ] [ ]
از انسان هایی که دم از دانستن می زنند و هیچ بارشان نیست بیزارم

[ سه شنبه 5 مهر1390 ] [ 14:49 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

امسال رمضونش رمضونه... رمضونه تابستونیه.. جیگر می خواد روزه گرفتن تو این ماه... البته خدا پدر مادر خانواده ها رو بیامرزه که اینقدر به فکر ما هستنو سحریا و افطار ها رو قبول زحمت میکنن و ما را در آغوش گرمشون می پذیرن... کار هم که قربونش برم تعطیلات رسمیه... دورو اطرافتو که میبینی پیزور همشون در رفته و کسی نای صحبت کردن نداره.. راکد راکد.....
به هر حال اونایی که روزه دارین التماس دعا داریم... از اونایی که نمی تونن بگیزن هم التماس دعا داریم.. یه چیزی هم بگم اونم اینه که اینقدر ذاغ سیاه اینو اونو چوق نزنین ببینی کی روزه هست کی نیست.. زشته والا....یا حق التماس دعا

پ.ن : تولد همسر عزیزم رو از اینجا بهش تبریک میگم.. امیدوارم سالهای سال جشن بگیریم این روز رو.

[ چهارشنبه 19 مرداد1390 ] [ 16:45 ] [ ]

Japan Tsunami

[ سه شنبه 24 اسفند1389 ] [ 8:28 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

الان سرکارم و ویویی که من دارم شاید داره یکی از بهترین تصویرارو برام نشون میده و اون بارش برفیه که داره میاد ..امسال خوب برف بارید و با توجه به اینکه هفته بعد ما سال نو اومدن و اومدن بهار رو میخوایم جشن بگیریم، این مسئله جذابیت بیشتری داره... لذت بخشه

[ دوشنبه 23 اسفند1389 ] [ 12:47 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

روزنگار ما :(خانم و آقا دوش به دوش هم)

۷ صبح : بیدار شو
۷:۱۵ تا ۸:۰۰ : تو ترافیک باش، صدای رادیو بره تو مخت و حرفای مفت گوینده رادیو و چرتو پرتایی که تحویل ملت میده، نمیدونم چقدرم با خودشونو صداشون حال میکنن اینا!!!
۸ صبح : سرکار باش،
۸:۰۰ تا ۱۶:۰۰ : با هماکارا صحبت کن، غیبت کن، زیرآب بزن، یکم کار کن، وعده ها و میان وعده ها رو به جا بیار، هرکدام ۱ ساعت. زیاد کار نکن خسته میشی
۱۶:۰۰ تا ۱۷:۰۰ : تو ترافیک سنگین باش....دوباره یه گوینده رادیو که مخت رو میخوره...مجبوری گوش کنی دیگه...سعی کن تو خیابان با راننده بقلیت امروزو دهن به دهن نشی..
۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰ : خرید خونه، خرید غیر خونه، خرید برای تولد فلانی که در ماه حداقل برای دو نفر پیدا میشه این مورد، تداراکات شام، شانس بیاری از خونه مامان بابات بفرستن وگرنه که بهت نمیچسبه!!
۲۱:۰۰ تا ۲۲:۰۰ : ظرفا رو بشور، چایی رو بذار، چایی رو بیار
۲۲:۰۰ تا ۲۳:۰۰ : چایی بخور، غیبت کن، اینا جلو تلویزیون بودا، برگرد آشپرخونه اینارو بشور..چقدر ظرف جمع میشه!
۲۳:۰۰ تا ۲۴:۰۰ : سعی کن حالا خوابت ببره :))
فردا روز از نو روزی از نو 

[ سه شنبه 17 اسفند1389 ] [ 7:59 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

روزنگار زمان میگذره و ما داریم با این روزنگار همراه میشیم تا اونجایی که حتی خودمون هم نمیدونیم که قراره چی بشه و چه اتفاقاتی رخ بده.. تولد..کودکی...نوجوانی..جوانی...میانسالی................. همینجوی برو تا آخرش..تا آخرت..تا اون دنیا، داره میگذره و تو شاید هنوز خودتو پیدا نکرده باشی..یکم اطرافتو نگاه کن و ببین که کجایی..چی میخوای و چی هستی..زیاد فکر نکن چون اگه زیاد فکر کنی به خطا میری..همیشه ساده ترین را درست ترین راهه.... منم دوست دارم از زندگیم لذت ببرم..با همه وجودم و با همه متعلقاتم..همسرم، خانوادم... چون دوست دارم اونها هم خوش باشن و لذت ببرن...جامعه ما همش شده فکر فکر فکر فکر..یارانه...بنزین.ترافیک...کار..حقوق کم...نمیدونم چرا تموم نمیشه و یه روز یه خبر خوب نمیشنویم..جشنی پیدا نمیشه که همه ملت بدون هیچ رنگ خاصی باهم بیان تو خیابون و باهم شاد باشن..همه این حرفا بخاطر اینه که فقط در اطرافم دارم کینه و کینه توزی میبینم و کسی به فکر باهم بدون و باهم لذت بردن در جامعه ما نیست....

[ سه شنبه 10 اسفند1389 ] [ 9:26 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحيم

گذشتو گذشتو گذشت، تا رسيد به سر منزل مقصود...از سر منزل مقصود تا رفتن به داخل منزل مقصود حالا حالا ها مونده...خيلي وقته كه ننوشتم و اون هم بخاطر مشغوليتي بود كه در اين دو سال داشتم.يك سال تموم كه تا 11 شب قرارداد داشتم و دو شيفت كار ميكردم كه هم مزايايي داشت و هم معايبي.خلاصه گذشت..و اتفاقاتي هم در مسير زندگي رخ داد و بالاخره به آرام دلم رسيدم:) مي دونم كه اينجا كسي رد نميشه اگه هم ميشن گذريه....ولي ميخوام وجودو دورست كنم، يه دستي به سرو روش بزنم...گردو خاك گرفتش..حيفه كه اين صفحه خواب بمونه..اين صفحه يادگار دوران استفاده از اينترنت در دوران نوجواني و جواني است...:D

خلاصه ايها الناس من برگشتم.......

بازگشت وجود

[ پنجشنبه 3 تیر1389 ] [ 14:25 ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

خیلی وقته اصلاْ از اینجاها رد نشدم.میدونم دارم برای خودم مینویسم...

الان دارم از محل کارم آپ میکنم و خیلی خسته ام...

 

[ یکشنبه 1 شهریور1388 ] [ 22:55 ] [ ]

[ جمعه 22 خرداد1388 ] [ 23:44 ] [ ]
درباره وبلاگ

از خداوند دید بازی می خواهم تا بتوانم به وسیله آن محیط اطراف خود را به دقت بنگرم.از او می خواهم که زبانی به من اعطا کند که به بیهوده باز نگردد.
امکانات وب